سید جلال ج

اگر راست باشد که هر انسان یا مخلوقی از خلایق خداوند ماموریتی در این دنیا دارد

پس ماموریت من این بوده که بر صحنه عروج ملکوتی این دو برادر شهید حضور داشته باشم و راوی آن همه عشق ایثار شجاعت و شهادت باشم .   

  

بسیار تلاش کردم تا آنچه که اتفاق افتاده بود را در موقعیتهای مختلف منعکس کنم تا دوستان و مشتاقان از آنچه که برای این دو برادر رخ داده بود را بطور دقیق مطلع گردند ولی هر بار که این داستان را از کسی یا روزنامه  و یا گزارش تلوزیونی می دیدم روایت را پس و پیش یا مخلوط با آمیزه های دیگر میدیدم (خاطره شهادت) 

لذا بر آن شدم تا سایت سه شهید شاهد را با همکاری بازماندگان شهیدان خالقی پور راه اندازی کنیم 

و هر کس که مایل باشد از عکس و روایت دقیق شهادت ایشان مطلع گردد  

ازطریق همین سایت به آن دسترسی پیدا کند .  

 

امیدوارم از رویت سایت بهره کافی برده باشید. 

===== 

====================== 

===================================== 

======================================================  

 

داماد ما آقا سیدجلال باهمان خمپاره ای که بچه ها شهید شدند مجروح شد .

و به قول حاجیه خانم خون ایشان با خون بچه های ما درهم آمیخته 

و ما خدا را شاکریم که ایشان در بین ما حضور دارند .   

===================================================================

در ذیل صفحه عکسها و خاطرات دوستانم در زمان جنگ را قرار داده تا ابتدا یادی از سایر

شهدا نموده و بتوانم با دوستان قدیمی خود که حتی از زنده بودنشان

اطلاعی ندارم ارتباط بگیرم .

 ۱۴ سالگی اولین سال حضور در جبهه 

ا 

اعزام از ستاد پشتیانی جنگ مدارس

پایگاه هوایی ۲۱۰ارتش اعزام  هوایی نیرو به جزیره مجنون ۱۳۶۲ 

هورالهویزه بازگشت از جزیره مجنون  

 

بالگرد حمل مجروحین از جزیره مجنون تازه به آب افتاده وهمه مجروهین نجات پیدا کردند.  

 

عملیات کربلای ۸ روحانی گردان در وسط وبرادر بیگی نیروی آزاد گروهان 

  

کربلای ۸ بازماندگان عملیات در دریاچه ماهی

  

کربلای ۱ آزاد سازی مهران ارتفاعات قلاویزان

لباسهایی که در این عملیات بر تن داشتم تماما عراقی بود یادم نیست که  

با چه فرایندی به من رسیده بودند ولی باب آشنایی من با شهید بالا مقام سید احمد پلارک شد. 

ایشان در آن هنگام  مسئول یکی از دسته های گروهان بهشتی گردان عمار بودند . و به من فرمودند 

این چه لباسهایه که به تن کردی؟و من در پاسخ گفتم نخیه خنکه و راحته  ایشان مجددا فرمودند:همه اینها درست ولی  

  قداست لباس بسیجی را که نداره . 

                                            شهید سید احمد پلارک

 

رود خانه گاوی اردوگاه تاکتیکی قبل از عملیات مهران

 

اردوگاه تاکتیکی به محلی گفته میشد نزدیک محل اجرای عملیات و رزمنده ها قبل عملیات در آنجا اسکان داشتند. 

رود خانه گاوی گروهان شهید رجایی گردان عمار قبل ازعملیات کربلای یک 

 

بازگشت از فاو سرعت رود خانه اروند ۷۰ کیلومتر در ساعت وباهر پیچش قایق کلی آب می خوردیم 

 

اردوگاه کوزران چند کیلومتری کرمانشاه قبل از عملیات سلیمانیه  

برادر علی نیازی مردی باعینک ته استکانی ایشان بندرت در عملیاتها اسلحه بدست می گرفت.  

 بچه ها نقل میکردندکه در عملیات فکه گردان عمار ایشان بر روی تانکهای بعثی با شمشیر سر می پراند.  

این موضوع را عنوان کردم تا یادمان باشد که ارتباط با خدا هیچ علامت ظاهری نداد. 

 

اردوگاه کوزران این عکس باعنوان پهلوان دو جبهه و خبر قهرمانی نفر اول استان تهران و سوم کشور  

در سال ۱۳۶۶ و درمجله امید امام به چاپ رسید.

 

فاو  عراق

  

بهمن شیر قبل از اعزام به پدافندی فاو 

 

  

مدینه منوره  

 

کتاب آموزش زبان انگلیسی ازطریق متون سیاسی تالیف سید جلال جعفری